عبدالله مستوفى

432

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اين چند گروهان بواسطهء ممانعت قشون روس ، از شريف‌آباد قزوين قدم فراتر نتوانسته بودند بگذارند . بعد از تشكيل كابينهء احمد قوام ، و رفتن قشون روس از ايران و صدور تصويبنامهء دولت ، در حدود و اندازهء خودمختارى حكومت تبريز با اينكه اين خودمختارى در موافقت‌نامه‌ها و تصويبنامهء دولت منحصر باستان سه و چهار و بهيچوجه ولايت خمسه را كه جزو استان يكم است شامل نميشد حكومت دمكرات تبريز نميخواست دست از اين ولايت بردارد ، و فدائيهاى خود را از زنجان و ساير نواحى اين ولايت عقب بكشد و چون در موافقت‌نامه‌اى كه بين نخست‌وزير و سفارت شوروى ، راجع به نفت امضاء شده ، مقيد بود كه دولت كار آذربايجان را بطور « مسالمت » ختم خواهد كرد ، شايد دولت هم نميخواست اين عمل بعنف صورت گيرد . كمونيستهاى دمكرات نماى تبريز كه باتكاى حزب توده و تحريك خارجى بمقررات دولت در آذربايجان ، سر فرود نمىآوردند ، البته راضى به از دست دادن خمسه نبوده ، و در اين ولايت هم مثل آذربايجان ، كماكان مشغول نهب و سفك بودند . البته هردفعه كه با سران اين دمكراسى دروغين ، مذاكره‌اى راجع بحل قضايا اتفاق مىافتاد يكى از مواد هم تخليهء زنجان از فدائيها بود . ولى اين راه‌زنها كه نميخواستند ولايت خمسه را هم از تعديات معمولهء خود خلاص كنند ، تا ميتوانستند تعلل ميكردند . حتى ، يكى دو بار عده‌اى نگهبان ( امنيه ) براى نواحى خمسه ، از قزوين حركت كرده و در پاره‌اى از نقاط اين ولايت مستقر شدند ، ولى فدائيها كه اين نواحى را تخليه نكرده بودند از هيچگونه ضديت با آنها كوتاه نيامده ، و اگر زد و خوردى بين طرفين نشده بود بواسطهء دستورى بود كه نگهبانان در مسالمت داشتند . حتى يك دفعه عده‌اى از نگهبانان تا زنجان هم رفت ، ولى نتوانست بطور مسالمت با فدائيها كنار بيايد و ناچار شد عقب بكشد . در مذاكرات آخرى هم كه دمكراتها قول داده بودند زنجان را تخليه كنند ، باز هم بقرار خود رفتار نكردند و همچنان فدائيها آنها در تمام مراكز خمسه باقيمانده بودند . از طرف ديگر ميدانيم كه بموجب موافقت‌نامهء نفت بين سفارت روس و نخست‌وزير ايران منتها تا هفت ماه بعد از تاريخ موافقتنامه ميبايد مجلس شورايملى تشكيل شود و ماه آذر آخر اين مهلت بود . ولى هروقت كه مذاكره‌اى از افتتاح مجلس پيش مىآمد ملت حقيقى و روزنامه‌هاى بيطرف بواسطهء اوضاعى كه توده‌اىها در كل كشور برپا داشته ، و نتيجهء انتخابات را مشكوك كرده بودند ، با افتتاح مجلس ضديت مىنمودند و حقا ميگفتند ما نميتوانيم در انجمنهاى انتخابى با چاقوكش‌هاى حزب توده طرف شويم . گذشته از اين با اوضاع آذربايجان كه افراد آنجا مسلما مداخله‌اى در انتخابات نخواهند داشت و هر كس را « باش‌وزير » بخواهد بمجلس ميفرستد چه بايد كرد ؟ معهذا نخست‌وزير از چندى پيش موقع شروع انتخابات را روز شانزدهم آذر تعيين كرده و امر داده بود كه مقدمات كار را براى شروع انتخابات تدارك كنند . از جمله مقدمات يكى هم اين بود كه عده‌اى قواى نگهبانى و نيروى نظامى براى حفظ آزادى انتخابات ، بمراكز انتخابى